تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
52
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
طبيعى اين است كه حركت طبيعى بوده و قاسر آن طبيعت را قسر و منع نمايد و ما گفتيم حركت افلاك طبيعيه نبوده تا قسر از طبيعت در كار باشد . عدم قسر طبيعى به گونهاى كه ما بيان كرديم ، صحيح است و به طورى كه مرحوم حاجى در حاشيه فرموده است ، صحيح نيست ؛ زيرا ايشان فرموده است : حركت افلاك لا يزال بوده و اگر قسر از طبيعت وجود داشته باشد ، جعل طبيعت لغو خواهد بود ؛ چون قسر دائمى يا اكثرى به واسطهء برهان لغو و خلاف حكمت است . وجه اينكه اين بيان درست نيست اين است كه ما قسر دائمى و اكثرى را به خاطر اينكه خداوند حكيم است لازم نمىدانيم تا در كار حكيم لغو لازم نيايد . و اين برهانى كه به آن پرداختهايم به منظور اثبات حكيم بالذات است پس اين بيان دورِ باطل است . باقى ماند حركت اختياريه : و آن هم يا اختيارى محض و يا جبر و قسر در اختيار است ؛ چون كارى كه صادر مىگردد يا با اختيار و اراده است و يا با جبر در اراده كه اراده را قلب نمايد ، ولى على اىّ حال فعل ارادى است . بالجمله گفتيم : حركات افلاك نمىتواند حركات طبيعيه باشد ؛ زيرا حركت طبيعى با ميل طبيعى به نقطهء طبيعى كه رسيد ، ديگر نمىتواند از آن نقطه هارب باشد . و اما نمىتواند قسر طبيعى باشد ؛ چون قسر طبيعى مبدأ طبيعى لازم داشته تا قوهء قاسره نگذارد مبدأ طبيعى به طبيعت خود حركت كند ، پس حركت فلك لا بد حركت ارادى خواهد بود و فعلى كه از اراده صادر شود لا بد به مناسبت مبادى اراده حاصل مىشود و مبادى اراده قواى غضبيه و شهويه و واهمه و عقليه است . اما قوهء غضبيه : غايت هر فعلى كه مبدأ آن قوهء غضبيه باشد ، لا بد غضبى خواهد بود . مثلًا اين قوه در حيوانات براى دفع مضرات ابداع شده تا مضرات و اسباب فنايى را كه متوجه آنهاست دفع نمايند . پس وقتى مبدأ غضب به حركت درمىآيد ، لا بد انتقام حاصل خواهد شد و چون حيوانات قابل فساد و فنا از ناحيه مضرات بوده و ماده و تركيب آنها قابل تضاد است ، در مقابل ، به موجبات آن ميل و حب دارند .